We RuN ThE NiGhT

only GOD known im ...

 قبل از دوست شدن با دختر

وضعیت روحی ------ 100% کاملا سالم و سروحال بدون هیچ مشکلی

وضعیت جسمی ------ 100% سالم و بدون هیچ نقص عضوی

 وضعیت احساسی ---- 100% عاشق و پر احساس

 وضعیت مالی ------- 100% وضع مالی توپ

2 ماه بعد از دوست شدن با دختر

وضعیت جسمی ----- 30% کر شدن بخاطر جیغ های مکرر دختر

 وضعیت روحی ------ 5 % افسردگی روحی و نداشتن انگیزه به زندگی
وضعیت احساسی ---- 3 % نداشتن احساس و عشق بخاطر شکست خوردن در عشق

وضعیت مالی ------ 0 % سرکیسه شدن کامل توسط دختر

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات ()

دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن:

‌گروه اول
دخترایی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن!

گروه دوم
دخترایی هستند که اشک پسرا رو در میارن!

گروه سوم
دخترایی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن!

گروه چهارم
دخترایی هستند که کاری میکنن پسرا روزی ۱۸ بار‌آرزوی مرگ کنن!

گروه پنجم

دخترایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن !!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات ()

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده‌ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت‌های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت.

 یادم می‌آید منتظر شدم ببینم آیا پدرم هم متوجه سوختگی بیسکویت‌ها شده است؟ در آن وقت، همه‌ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود؟ خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت مربا روی آن بیسکویت‌های سوخته می‌مالید و لقمه لقمه آنها را می‌خورد.

یادم است آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم، شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت‌ها از پدرم عذرخواهی کرد و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویت‌های خیلی برشته هستم. همان شب، کمی بعد که رفتم پدرم را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت‌هایش سوخته باشد؟ او مرا در آغوش کشید و گفت: مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی‌کشد!

زندگی مملو از چیزهای ناقص و انسان‌هایی است که پر از کم و کاستی هستند. در طول این سال‌ها فهمیده‌ام که یکی از مهمترین راه‌حل‌ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار؛ درک و پذیرش عیب‌های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت‌های خوب، بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان‌ها رابطه‌ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نشود.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت